مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای آنکه ز شوقت جگر خلق کباب است گر نیم نظر لطف کنی عین ثواب است در سجـده بفـرما که به پایت بدهـم جان خم کن سر این شیشه که هنگام شراب است ای دل نظـر شیـر خـدا حد وسط نیست یا موج مزن یا که بجوش این چه سراب است ذکر تو سـوار است به سنگ یمن اینجا یعنی علی از شوق علی پا به رکاب است تأثیر اگر کرد فغان لطف تو باقی است یک تار سر زلف تو تکمیل رباب است اسباب تکـامـل همه نـفی است در اینجا انگور که چسبد به ضریح تو شراب است آن نامه که سر بسته فـرستـند به کویت گر پاره کـند خادم تو عین جواب است تـیغی که تو بستی چو به گلزار ببـنـدند یک غنچه دمیدن همه جا عالم آب است شمـشیر همان شمۀ شیر است به میدان جز تو به میان تیغ اگر بست خطاب است |